دانش‌آموز؛ موجود زنده! (نگاهی بر آموزش تعاملی)

ساختار:
تاریخ انتشار:
۲۱ خرداد ۱۳۹۹
بازدید:
56 نفر
طبقه‌بندی:
موضوع:
مدت زمان:
4 دقیقه
مرجع:
علی رجایی
اسناد مرکز یادگیری میم / 1399

((معلم سر کلاس می­‌آید و با گفتن “وقت به خیر” شروع به تدریس می‌کند. متکلم وحده پیش می­‌رود و شاید هر از گاهی هم برای مشارکت دانش‌­آموزان سوالاتی بپرسد و انتظار پاسخ­گویی داشته باشد. و چنانچه بدون تعیین فرد خاصی این سوالات پرسیده شود، تعداد معدودی دانش‌­آموز مطابق همیشه شروع به صحبت می­‌کنند و باقی افراد، پشت خجالت خود و مشارکت دیگران پنهان می‌­شوند. همین روال پیش می‌رود تا با گفتن جمله‌­ی “خسته نباشید” کلاس تمام شود. جلسات بعد نیز همین مسیر مو به مو اجرا می‌شود. در هر جلسه، تعدادی از شاگردان که تمرکز کافی ندارند، در عوالم خیالات خود سیر می­‌کنند و باقی، اگر تا حدودی در جریان کلاس قرار گرفته باشند، مطالب را کوتاه مدت در گوشه‌ای از ذهن خود جا می‌دهند تا با گذشت زمان، حافظه‌ی آنها هم اکثر آن مباحث را مورد بی‌مهری قرار دهد)).

این جملات برای خیلی از ما دانش‌­آموزان دیروز آشناست. شاید کلاس‌هایی، در قالب همان دانش‌­آموز حواس پرت بوده‌ایم که همزمان با تلاش‌های دبیر خود، در عالم فکرمان قهرمان مسابقات جهانی ورزش یا رئیس جمهور کشوری خیالی شده بودیم. و شاید روز‌هایی سعی در گوش دادن به درس داشته‌ایم و حتی بعد‌ها امتحان آن درس را هم با نمره کامل گذرانده‌­ایم، اما امروز با مراجعه به حافظه­‌مان، اندک چیزی به یاد می‌آوریم. دانش­‌آموزان روزهای قدیمی­‌تر نیز همین خاطرات را احتمالا در ذهن دارند، به علاوه‌ی مقادیر غیر قابل باور و انبوهی از تنبیه. اما با توجه به تحقیقات و تجربیات و مطالعات در زمینه‌ی تدریس، این سوال پیش می­‌آید که ادامه‌ی این شکل از آموزش همچنان مفید خواهد بود؟

در یك تقسیم‌بندی كلی، الگوهای تدریس را ­می­توان به دو دسته معلم‌مدار و شاگردمدار تقسیم کرد. الگوی اول یك الگوی بسیار قدیمی است. در این الگو معلم مركز و نقطه اتكاء شاگردان است و همیشه به عنوان دریایی از معلومات در برابر آنان ظاهر می‌شود. مانند آنچه همه‌ی ما در اکثر کلاس‌هایمان چشیده‌ایم و به شرح آن مفصلا در ابتدای این مطلب پرداخته شد.

از ویژگی‌های بارز یادگیری در این الگو، این است كه شاگردان مطالب را می‌آموزند و زود هم فراموش می‌كنند، زیرا برای آن‌ها و معلم‌شان جز گذر از امتحان، هدف دیگری وجود ندارد.

اما در الگوی شاگردمدار، توجه به شاگردان و توانایی‌های آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. مطابق این الگو، آدمی به عنوان یك موجود زنده‌ای در نظر گرفته می‌شود كه ذاتاً فعال است.

از اینجاست که ما وارد رویکردی به نام آموزش تعاملی می­‌شویم. آموزشی که “شاگردمدار” است و با افزایش مشارکت تک تک افراد (نه فقط آن‌هایی که از روابط اجتماعی خیلی بالایی برخوردارند  به آنها کمک می­کند که مطالب را بیاموزند، نه فقط آنکه به حافظه‌ی کوتاه‌­مدت خود بسپارند. حال باید دید این آموزش تعاملی که از آن صحبت می‌­شود، چیست؟

بررسی روش‌ها و ظرفیت‌های این رویکرد به طور دقیق، نیازمند مقالات و مباحث گسترده‌ای خواهد بود. اما به طور خلاصه اینگونه می­‌توان شروع کرد که : رویکردِ اصلی آموزش مدرن باید بر فعالیت مستقل دانش آموزان، سازماندهی محیط‌های خودآموز و آموزش‌های تجربی و عملی معطوف شود، جایی که دانش‌آموزان دارای ابتکار عمل هستند و می‌توانند از ابتکار عمل استفاده کنند، و همچنین برنامه‌های آموزشی انعطاف‌پذیر که همه‌ی دانش آموزان می‌توانند در آن فعالیت و مشارکت کنند. این مشارکت همگانی و استقلال نسبی باعث ایجاد انگیزه، قدرت، دانش، روحیه تیمی و آزادی‌بیان خواهد بود.

آموزش تعاملی تماماً درباره وارد کردن فعال دانش‌آموزان در مسیر آموزش خواهد بود و روش‌های مختلفی برای این هدف موجود می‌­باشد. در این شیوه، معلم، دانش‌­آموزان را تشویق می­‌کند که هر چه بیشتر در امور آموزشی و تدریس کردن  فعالیت کنند، به تفکر بپردازند و حافظه‌ی بلند مدت خود را بستر آموزه‌های خود کنند. در این نگرش معلم نقش تسهیل‌کننده خواهد داشت. حال تسهیل‌کننده به چه معناست؟

تسهیل‌کننده شخصی است که بدون هیچ گونه دخالت به دانش‌­آموزان کمک می‌کند تا در اهداف خود موفق باشند. بنابراین، وقتی می‌گوییم معلم باید نقش یک تسهیل­گر را در کلاس بازی کند، بدان معناست که معلم نباید پادشاهی باشد که فعالیت‌های شاگردان را کنترل می­‌کند. او باید فضایی را به دانش‌آموزان اعطا کند تا روحیه خلاقیت و نوآوری را در اختیار داشته باشند. برای مثال، با تقسیم دانش‌­آموزان به گروه‌های مختلف، امکان تدریس و تمرین مباحث را توسط خود اعضای گروه مطالبه کند و در عین حال که به نقش‌­آفرینی افراد در این آموزش کمک می‌­کند، روشن­گر مسیر‌های بهتر مشارکت و آموزش برای آنها باشد.

آنچه بیان شد مختصری بود از این شیوه‌ی آموزش که بنابر پژوهش‌ها، موجب افزایش چشم­گیر یادگیری درس و فراگیری سایر مهارت‌ها توسط شاگردان خواهد بود. تا اگر مطلبی قرار است آموخته شود، در ذهن فرزندانمان کاشته شود، نه آنکه اشاره‌ای مختصر و زودگذری از آن در گوش او باشد.

اشتراک گذاری:
لینک کوتاه:
لوگوی مرکز یادگیری میم
عنوان مقاله: دانش‌آموز؛ موجود زنده! (نگاهی بر آموزش تعاملی)
لینک مقاله: https://mimttc.ir/?p=157
عضویت در خبرنامه مرکز یادگیری میم
برای دریافت جدیدترین محتوای آموزشی و اطلاع از دوره‌های آموزشی می‌توانید در خبرنامه مرکز یادگیری میم عضو شوید.